غواص شهید،یدالله غیاثی رادیزی
نام پدر: علی
تاریخ تولد: 7-1-1344 شمسی
نام گلزار:چهارصددستگاه
شهر:البرز - کرج
وصیتنامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و سپاس مخصوص خداوند بخشنده و مهربان است که انسان را آفرید و انبیاء و اولیاء را واسطه هدایت بندگان خود گردانید .
سلام و درود بر حضرت مهدى (عج) منجى عالم بشریت و نایب بر حقش امام خمینى امید مستضعفان و محرومان جهان.
اى خداى بزرگ مى دانم که این روزها روزهاى آخر عمرم مى باشد برا ى اینکه شور و حال دیگرى در دل این بنده حقیر خود انداخته اى و بنابراین چند کلامى وصیت مى نمایم . وصیت من به امت حزب الله و شهید پرور مى باشد که پیرو امام خمینى باشند و هیچ خطى را در برابر خط امام مطرح نکنند و اگر خطى هم در برابر خط امام مطرح شد باید با تمام توان در برابر آن مقاومت کنند همانطوریکه امام گفت : هرگاه پرچمى از دست سردارى مى افتد سردار دیگرى آن را برمى دارد . همانگونه که شهید عبدالله اسلحه شهیدى را برداشته بود و همینکه اسلحه او بر زمین مى افتد شهید رمضان اسلحه او را برمى دارد و وقتى که اسلحه شهید رمضان بر زمین مى افتد شهید فتح الله اسلحه او را بر مى دارد و وقتى که اسلحه شهید فتح الله بر زمین مى افتد شهید محمد رفیعى او را بر مى دارد و وقتى که اسلحه شهید محمد رفیعى بر زمین مى افتد مقداد رضا حسینى او را بر مى دارد و من هم مى روم به جبهه تا اینکه اسلحه مقداد و دیگر شهیدان را نگذارم بر زمین بماند.
اى خداى مهربان تو را سپاس مى گویم که مرا به راه راست که همان راه انبیاء و اولیاء و شهداى این انقلاب است هدایت فرمودى و از تو مى خواهم که گناهان مرا ببخشى و مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار دهى و بعد از شهید شدن من اگر جنازه من بهدستتان رسید د رموقع تشییع جنازه ام دستان مرا از تابوت بیرون بگذارید تا آن کسانى که دل به این دنیاى فانى بسته اند و در برابر این انقلاب قد علم مى کنند ببینند که هیچ چیز با خودم از این دنیا نبرده ام و هنگام دفن من بگذارید تمام تشییع کنندگان جنازه ام جنازه مرا ببینند شاید درس عبرتى باشد براى آنان و ببینند که عاقبت انسانها مردن است .
اى خداى مهربان و بخشنده دوست دارم که مرا هفتاد بار زنده کنى تا در این راه جان دهم.
و اى خداى مهربان دوست دارم که مرا زنده کنى تا راه شهدا را ادامه دهم چرا که مى ترسم که کسى راه شهدا را ادامه ندهد .
در پایان از تمام دوستان و آشنایان و از پدر و مادر و برادرانم حلالیت مى طلبم .
چه خوش است که من بمیرم به ره ولاى مهدى
سر و جان بها ندارد که کنم فداى مهدى
چه کنم چه چاره سازم که دل شکسته من
نکند هواى دیگر بجز از هواى مهدى
خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار.
ساعت 2 بعدازظهر
مورخه1364/11/15