نام پدر: لطف الله
تاریخ تولد: 1-9-1343 شمسی
محل تولد: البرز - کرج
تاریخ شهادت : 13-5-1362 شمسی
محل شهادت : حاج عمران
البرز - کرج






بسم الله الرحمن الرحیم
مورخه 1/1/1361
پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حال شما خوب بوده و باشد و هیچگونه کسالتی نداشته باشید باری اگر از احوالات اینجانب فرزند خود محمد رضا را خواسته باشید بحمدالله سلامتی برقرار بوده و می باشد و هیچگونه کسالتی ندارم به جز دوری شما که البته در راه حق قابل تحمل است.
باری من الان در پشت خط مقدم هستیم و در اردوگاهی که زده ایم مستقر هستیم و آماده هستیم برای شب حمله که ما به خط مقدم برویم و شاید که الان این نامه را می خوانید من به آرزوی خود رسیده باشم که امیدورام که مرا حلال کنید و الان که این نامه را می نویسم روز اول بهار و روز عید است که این عید را به شما تبریک می گویم و امیدوارم که به شما خوش بگذرد و الان همراه این نامه یک نامه هم به یزد می فرستم تا اگر شما کرج نبودید در یزد به دستتان برسد و دیگر عرضی ندارم .
شهین و رویا سلام می رسانم و امیدوارم که امسال قبول شوند ، پدرم سلام می رسانم و می گویم که مرا حلال کند مادرم سلام می رسانم و ناراحت من نباشید .
خداحافظ فرزند حقیر شما محمد رضا زارع شاهی
شهیدم من شهیدم من (2) خدا را رو سفیدم من
به کام خود رسیدم من ؟ دیدم گر تو را مادر
بیا مادر بیا مادر (2) تو مویم شانه زن مادر (2)
ببین نعشم ببین نعشم که من عازم شوم آخر
شهید راه الله امر من به سوی دشمن کافر
ندیدم گر تو را مادر ندیدم گر تو را مادر
خداحافظ –خداحافظ خداحافظ – خداحافظ
بدان ای مادر خوبم (2) بدان ای یار محبوبم
که من در راه حق بودم زدم در نزد حق مادر
خداحافظ – خداحافظ
نکن ای مادرم زاری (2) نما از دین طرفداری
که باشد رسم دینداری همین باشد ندای من
خداحافظ – خداحافظ
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت خانواده محترم سلام عرض می کنم
با سلام به قدس و کربلا و کعبه و جماران و ستاره پرفروغ جماران امام خمینی و با درود به روان پاک شهداء از صدر تا کنون .
پس از عرض سلام سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حال شما خوب بوده باشد و هیچ گونه کسالتی نداشته باشید .
باری اگر از احوالات اینجانب محمدرضا زارع شاهی را خواسته باشید بحمدالله سلامتی برقرار بوده و می باشد و هیچ گونه کسالتی ندارم به جز دوری شما که امیدوارم به زودی زود دیدارها تازه گردد.
باری الان که این نامه را می نویسم روز جمعه 8/11/61 در پادگان دو کوهه اندیمشک تیپ سیدالشهداء گردان نینوا گروهان قدر دسته چهار هستم و وظیفه ما پشتیبانی است و در حمله مستقیم شرکت نداریم و اینجا احتیاج به نیرو بود که با آمدن ما تا مقداری برطرف شد باری از پدر محترم عذر خواهی می کم که بدون خبر و اجازه آمدم ولی چون وظیفه شرعی بود چاره ای نداشتم و مادر عزیزم زیاد ناراحت نباش و هیچ غصه نخور چون در اره خدا والسالم جهاد می کنم و شما هم ثواب زیادی دارید و باید یک بگویم که من نمی توانم مرتب نامه بنویسم البته اگر وقتی شد و جایی مشخصی داشتم برایتان می نویسم و اگر توانستم مرخصی بگیرم به اندیمشک رفته و تلفن می زنم و امروز هم به مرخصی به اندیمشک رفته ؟علیخان و مسعود علیخان رفتم و برای شما هم تلفن زدم و به خواهرانم می گویم که کمک مادر کنید تا خسته نشود و جای من را پر کنند ولی فعالیت در مدرسه و انجمن اسلامی را قطع نکنند و حجابشان را حفظ کنند .
واسی امروز هم به امور مالی رفت و 300 تومان گرفته ام و احتیاج به پول و یا چیز دیگر ندارم و همچنین کلیدهایی که پیش من بودید خاطر دادم تا اگر به کرج یا تهران آمد به شما بدهد.
اگر کسی از احوال من پرسید سلام برسانید و اگر از یزد تلفن زدند به حاجی و حسین و جلیل سلام برسانید دیگر بیش از این وقت گرانبهای شما را نمی گیرم .
همگی شما را سلام می رسانم و این علیرضا با خانواده سلام برسانید .
خداحافظ محمد رضا زارع شاهی
آدرس گیرنده: کرج – چهار صد دستگاه- کوچه سوم پلاک 125 منزل لطف اله زارع شاهی
آدرس فرستنده : اندیمشک – پادگان دو کوهه تیپ سیدالشهداء گردان نینوا گروهان قدر دسته 4 محمد رضا زارع شاهی اعزامی از کرج
کدپستی 348
بسم الله الرحمن الرحیم
مورخه 26/12/1361
سلام بر مهدی (عج) و سلام بر خمینی نایب حضرت مهدی و با سلام به تمامی شهیدان از صدر اسلام تا شهدای کربلا و از شهیدان کربلا تا شهیدان کربلای ایران و سید شهیدان تمام انصار امام حسین (ع) و سلام بر سید شهیدان ایران شهید مظلوم بهشتی . خدمت خانواده محترم سلام عرض می کنم پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حال شما خوب بوده باشد و هیچ گونه کسالتی نداشته باشید.
باری اگر از احوالات اینجانب محمد رضا زارع شاهی را خواسته باشید بحمدالله سلامتی برقرار بوده و می باشد و هیچ گونه کسالتی ندارم به جز دوری شما که البته در راه خداوند قابل تحمل است باری الان که این نامه را می نویسم روز پنج شنبه ساعت پنج و ربع است و در چادر نشسته ام و حال من خوب است و یک تغییراتی در وضع گردان داده اند و ما جزو گروهان کوثر هستیم و آدرس ما این است .
اندیمشک – پادگان دو کوهه – تیپ سیدالشهدا گردان نینوا گروهان کوثر دسته 2 محمد رضا زارع شاهی و معلوم نیست که فردا به ما مرخصی برای شهر دهند و یا نه و ساک من پیش منصور است و فیلم و عکسهایی که گرفته ام و ظاهر کرده ام و برای شما فرستاده ام پیش جواد برادر مسعود صادقی است و تا حال مبلغ 500 تومان از مسعود علیخانی و 150 تومان از حسین علیخانی گرفته ام و البته الان دیگر احتیاجی ندارم و اگر داشتم پادگان دو کوهه به ما می دهد از لحاظ سیاسی خود را برای مقابله با دشمن انقلاب و جمهوری اسلامی هر چه بیشتر آماده کنید .
جهاد اکبر را فراموش کنید دعا به امام فراموش نشود
راستی خبرهایی از پشت جبهه یعنی از تهران و کرج به دست من رسید که به علت هجوم جوانان حزب اللهی به جبهه ها وضع پشت جبهه ها شلوغ شده و دشمن شروع به سمپاشی نموده و قصد ترور شخصیتها البته هم به طور نظامی و هم سیاسی کرده و ؟ در پشت جبهه زیاد شده و من از خواهران عزیزم می خواهم ک در انجمن اسلامی مدارس فعالیت خود را خیلی بکنند و البته از کمک به پدر و مادر هم دریغ نکنند ولی چیزی که اهمیت زیاد دارد مبارزه با بد فساد کشیده شدن جامعه است .
که انشاء اله بعد از عملیات نیروهای جوان حزب الهی در جبهه ها به پشت جبهه هم می رسد . دیگر بیش از این با این حرفها سر شما را به درد نمی آورم و از پدر عزیز می خواهم که مرا به خاطر آمدن بدون اجازه به جبهه ببخشند و از من راضی باشد و از مادر عزیز می خواهم که زیاد به فکر من نباشد . چون جای ماخیلی خوب است .
و بار دیگر از خواهران عزیزم می خواهم که حجاب خود را حفظ کند که از خون شهید کوبنده تر است و با بی بندو باری مبارزه کنند و جهاد اکبر که جهاد با نفس است و در هر جا ممکن است فراموش نکنند .
دایی علیرضا با خانواده و سید با خانواده و دیگر فامیلها در یزد و دیگر آشنایان در کرج اند قبیل شمس و امراله و هر کسی که جویای اموال ما شد خصوصا همسایگان سلام برسانید و بگوید که از من راضی باشند .
دیگر عرضی ندارم خداحافظ .
دوستدار شما محمد رضا زارع شامل
چرا درد ما مداوا نمیشه چرا راه کربلا وا نمی شه همگی می گن یه روز دیگه دو روز دیگه چرا راه کربلا باز نمی شه .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی
(عج) خمینی را نگهدار
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت خانواده گرامی سلام عرض می کنم .
پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حال شما خوب بوده باشد و هیچگونه کسالتی نداشته باشید اگر از احوالات اینجانب محمد رضا زارع شاهی را خواسته باشید بحمدالله سلامتی برقرار بوده و می باشد و هیچ گونه کسالتی ندارم که به جز دوری از شما صد البته در راه خدا قابل تحمل می باشد باری من یک نامه با دو عکس پست سفارشی کرده ام که امیدوارم به دست شما رسیده باشد و با تلفن با شما تماس گرفته ام و الان در پایگاه دوکوهه اندیمشک هستم و تا حالا سه بار مرخصی گرفته ام که آمدم شهر و به شما تلفن زدم و دو بار هم به مغازه و یک بار هم به خانه علیخان رفتم و سلام رساندند و دیگر تا مدت نامعین مرخصی نداریم و من اگر توانستم برای من نامه می فرستم و ما در اینجا هستیم تا موقع همان که به خط مقدم جبهه می رویم که انشاء الله یا با پیروزی کامل بر می گردیم و یا به آرزوی دیرینه خود می رسم .
به هر حال پیروزی با ما است و وظیفه من در این حمله که خط شکن هستیم نارنجک انداز هستم و تا اینجا توانسته ام که از عهده آزمایشها برآیم و امیدوارم که از عهده بقیه آزمایشها در راه خدا بر بیایم به هر حال ناراحت نباشید و آدرس ما هم تغییر کرده و آدرس جدید اینجا این است :
دزفول – پایگاه –د- ج صندوق پستی 20-70 تیپ محمد رسول الله گردان حمزه – گروهان 3 محمد رضا زارع شاهی .
دیگر بیش از این وقت شما را نمی گیرم و به مادرم می گویم که ناراحت نباشید و از پدر عذر خواهی می کنم که بدون اجازه او آمدم و به ؟ و رویا می گویم که درسشان را بخوانند که سنگر مدرسه هم همچون سنگر جبهه مهم می باشد این علیرضا و عشرت و بچه ها سلام می رسانم و دیگر فامیلها سلام می رسانم و دیگر عرضی ندارم .
خداحافظ شما محمد رضا زارع شاهی .
کرج – چهارصد دستگاه – کوچه سوم پلاک 125 منزل لطف الله زارع شاهی .
فرستنده : محمد رضا زارع شاهی
مورخه 11/1/1362
بسمه تعالی
حضور خانواده محترم
با سلام بر مهدی (عج) منجی انسانها و یاور رزمندگان در جبهه ما و با سلام بر نایب بر حق مهدی (عج) و امید مستضعفان جهان امام خمینی و با سلام به تمامی شهیدان اسلام از صدر تا شهدای کربلا و سید شهیدان تمام اعصار امام حسین (ع) و با سلام به شهیدان کربلای ایران و سید شهیدان ایران شهید مظلوم بهشتی و شهیدان جنگ تحمیلی مخصوصا شهدای عملیات والفجر .
خدمت خانواده محترم سلام عرض می کنم . پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حال شما خوب بوده باشد و هیچ گونه کسالتی نداشته باشید .
باری اگر از احوالات اینجانب محمد رضا زارع شاهی را خواسته باشید بحمدالله سلامتی برقرار بوده و می باشد . و هیچ گونه کسالتی ندارم به جز دوری شما صد البته در راه خدا قابل تحمل است و الان که این نامه را می نویسم در مسجد پایگاه هستم و قرار است که کلاس قرآن شروع شود و تا حال دو جلسه داشته که به ما خواندن قرآن را یاد می دهد و همچنین کلاسهای قرآن شروع شد و تا حال دو جلسه داشته که به ما خواندن قرآن را یاد می دهند و همچنین کلاسهای احکام و حدیث هم داریم و در اینجا اگر کسی بخواهد خیلی خوب می شود خود سازی کرد در اینجا بعضی شبها دعای توسل دارم و دعای توسل هم مرتب برقرار است و همچنین نماز امام زمان می خوانند و بعضی از برادران نماز شب هم می خوانند و بعد از نماز جماعت صبح که ساعت پنج شروع می شود زیارت عاشورا هم می خوانند . نماز جماعت هم مرتب برقرار است و در ما بین نمازها پیشنماز ما که روحانی خوبی است در مورد مسائل و احکام و چیزهای دیگر صحبت می کند .
ما در اینجا با روابط عمومی داریم که کتاب و قرآن و دعاها و پوسترها و همه چیزها را در اختیار بچه ها می گذراند و ما در پست هم داریم که نامه را به آنجا می دهیم تا برای خانه بیاورد و همچنین چادر تدراکات که کار آن پخش غذا و وسایل ضروری و هدایای مردم و لباس و غیره است و کلا در اینجا خیلی به ما می رسند .
بلند گویی در محوطه اردوگاه یا قرارگاه هست که نوارهای مذهبی و نوحه و رادیو را پخش می کنند و ما در چادر یک رادیو کوچک داریم که اخبار را گوش می کنیم و همچنین برنامه های دیگر رادیو را و خدا برکت به امت حزب الله بدهد که هر چه لازم داریم برای ما می فرستند غذا و آمپل و لباس ؟ و مسواک و پول و وسایل دیگر ولی تازگیها مرخصی به ما هم می دهند و قرار است که هر پانزده روز یک بار مرخصی بدهند بریم شهر .
الان که این قسمت را شروع به نوشتن کردم ساعت چهار و بیست دقیقه بعد از ظهر است و در چادر نشسته ام و قبلا مقداری هم خوابیدم و باران از ظهر به بعد شروع به آمدن کرد که اول با بادهای شدید بود به طوری که وقتی داخل مسجد پایگاه داشتیم نماز جماعت می خوانیدم باد سقف مسجد که چادر بود از جا کند ولی الحمداله قابل تعمیر است و راستی مورد ماموریت و مدت آن باید بگویم که ما تعهد سه ماهه دادیم که جبهه باشیم که مدت بیست و یک روز دیگر مانده ولی چون جبهه خیلی احتیاج به نیرو دارد نباید بیشتر از این مدت ما را نگه دارند البته چون در راه خدا است باید حتما بمانیم . ولی دقیقا معلوم نیست شاید هم قبل از این مدت ما را مرخصی کردند .
دیگر بیش از این با این حرفها سر شما را به درد نمی آورم فقط از شهین و رویا تقاضا دارم که درسشان را بخوانند و در انجمن اسلامی فعالیت کنند البته به مادر هم در کارهای خانه کمک کنید . و از مادر عزیز و گرامی تقاضا دارم که زیاد ناراحت من نباشد و هر چقدر که من در جبهه باشم او هم ثواب می برد و هر موقع برای من ناراحت شد به یاد مظلومیت حسین (ع) باشد و بدانند که امروز هم امام احتیاج به یاری دارد و در راه اسلام و خدا جنگیدن هم سعادتی است که نصیب هر کسی نمی شود و شما هم باید خوشحال باشید که توانستید خدمت به اسلام بکنید ، گر خدا قبول نماید .
و از پدر گرامی امیدوارم که مرا ببخشد برای اینکه بدون اجازه او به جبهه آمدم ولی میدانی که الان خیلی خیلی احتیاج به نیرو هست و یاری اسلام واجب تر است .
امیدوارم که از من راضی باشی خیلی دوست داشتم که وقت بود و کمک شما می کردم ولی فعلا جبهه احتیاج به نیرو دارد . همسایگان و آشنایان و هر کسی که احوال من را پرسید سلام برسانید و به خاطر زحماتی که به آنها دادم از آنها تشکر کنید و از یزد هر کسی که احوال من را پرسید سلام برسانید .
دیگر بیش از این وقت گرانبهای شما را نمی گیرم . خداحافظ
چرا درد ما مداوا نمیشه ، چرا راه تو کربلا وا نمیشه ،هی میگن یه روز دیگه دو روز دیگه چرا راه کربلا وا نمیشه .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار .
خدایا زیارت کربلا نصیب ما بگردان .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به قدس و سلام به کعبه و سلام به کربلا و سلام به جماران و ستاره پرفروغ جماران امام خمینی امید و رهبر امت اسلام و با درود فراوان به روان پاک شهداء از صدر اسلام تا کنون و شهیدان عملیات والفجر .
خدمت خانواده محترم سلام عرض می کنم . پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حال شما خوب بوده باشد و هیچ گونه کسالتی نداشته باشید . باری اگر از احوالات اینجانب محمد رضا زارع شاهی را خواسته باشید بحمدالله سلامتی برقرار بوده و می باشد و هیچ گونه کسالتی ندارم به جز دوری شما که البته در راه خدا قابل تحمل می باشد .
الان که این نامه را می نویسم روز دوشنبه ساعت یک ربع مانده به یازده و روی بند نشسته ام و بلند گو هم نوار آهنگران را پخش می کند . باری ما در اینجا فعلا به تمرین عملیات نظامی و ورزش و کلاسهای احکام و نهج البلاغه داریم .
و همچنین یک سری مسابقات برای ما گذاشته اند در رساله و حدیث و قرآن و مسابقات فوتبال، والیبال ، باری شما در نامه قبلی خوب از من عکس خواسته بودید که باید بگویم که دو عدد عکس در یکی از عکاسی های اندیمشک گرفته بودم که منصور از عکاسی گرفته و برای شما پست کرده و همچنین دو حلقه فیلم پر کرده بودم که وقتی ظاهر شد مقداری از آنها جمعی بود که آوردم به پایگاه و مقداری هم که تکی و یا جمعی بود برای شما پست کردم که حتما به دست شما رسیده ولی چون وقت نداشتم نتوانستم نامه ای هم بنویسم .
و به همراه آنها پست کنم در مورد مرخصی هم باید بگویم که هفته جبهه ها به ما مرخصی می دهند برای رفتن به اندیمشک و در مورد مرخصی عید هنوز معلوم نیست که به ما مرخصی برای عید بدهند یا نه ولی اگر دادند به کرج هم میایم و از بابت من نگرانی نداشته باشید که در اینجا گروه پشتیبان هستیم و در عملیات شرکت نداریم و جایی که ما هستیم تا اندیمشک چیزی فاصله ندارد و اینجا تبدیل به پادگان شده و قرار است که پدر بیاید و برای ما سنگر بکند ولی فعلا در چادرها هستیم و ضمنا ساک من را هم از پادگان دو کوهه به اینجا آورده بودند که گرفتم و وقتی رفتم به اندیمشک بردم و دادم به منصور و ضمنا ؟عکسهایی را که گرفته ام دست جواد برادر مسعود صادقی هست اگر توانستم باز هم عکس می گیرم و برایتان می فرستم و در مورد پول هم پانصدتومان از مسعود علیخانی گرفته ام و صدو پنجاه تومان هم از حسین علیخانی گرفته ام و فعلا احتیاجی به پول ندارم و اگر احتیاج داشتم پادگان دو کوهه به من پول می دهد.
و دیگر در مورد من نگران نباشید هر چه باشد در راه خدا آمده ام و اجر و ثواب هم برای شما دارد و هر وقت که دلتان برای من تنگ شد به یاد امام حسین و یارانش بیافتید . و فکر کنید که حسین زمان ما هم احتیاج به یاری دارد و ضمنا دعا برای رزمندگان را فراموش نکنید که خیلی کمک می کنند هر چند که در خانه هم بخوانید اگر عید به مرخصی نیامدم زیاد ناراحت نباشید که اگر شما ناراحت باشید من هم در اینجا ناراحت می باشم و چون ما نیروی پشتیبانی هستیم شاید گفتند که باید همینجا بماینم .
دیگر بیش از این وقت گرانبهای شما را نمی گیرم دایی علیرضا و خانواده سلام برسانید به فامیلها در یزد سلام برسانید و هر کس که جویای احوال من شد سلام برسانید . خداحافظ
چرا درد ما مداوا نمیشه چرا راه کربلا وا نمی شه
همه من گیرم یه روز دیگه دو روز دیگه . ؟
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
بازگشت : اندیمشک – پادگان دو کوهه – تیپ سیدالشهداء- گردان نینوا- گروهان کوثر دسته 2 کدپستی 348 محمد رضا زارع شاهی
الله اکبر خمینی رهبر
برای سلامتی امام صلوات
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی
خمینی را نگهدار .




بازنویسی وصیّت:
بسمه تعالى
براى جنگ با کافران، سبک بار و مجهز بیرون شوید و در راه خدا به مال و جان جهاد کنید اینکار شما را به سمتى بهتر خواهد برد اگر مردمى با فکر ودانش باشید.(توبه/41)
سلام بر مهدى (عج) منجى انسانها و یاور رزمندگان درجبهه ها و معشوق سنگر نشینان و سلام برنایب برحقّش و امید مستضعفان جهان ورهبر کبیر انقلاب اسلامى ایران و با آرزوى طول عمر ایشان وبا سلامى به خیل شهیدان از صدر اسلام تاکنون وسیّد شهیدان تمام اعصار امام حسین (ع) و 72 تن یاور ایشان درصحراى کربلا از على اصغر شش ماهه اش و على اکبرنوجوانش تا حبیب بن مظاهر هفتادساله اش که تا آخرین لحظات امام حسین(ع) را تنها نگذاشتند و سیّد شهیدان ایران شهید مظلوم بهشتى وشهیدان کربلاى ایران از جبهه هاى جنوب تا غرب و کردستان و با سلام بر شهداى گمنام و مفقودالاثر و با سلام بر امت شهید پرور ایران که حسین زمانه را تنها نگذاشته و با دادن جوانهایشان درراه خدا ثابت کردندکه مانند کوفیان نیستند و درراه خدا حتّى از عزیزترین چیزهایشان گذشتند. امیددارم که شما ملت شهید پرور دست از امام برنداشته تا امام زمان (عج) از شما خشنود باشد و رستگار شوید.
شما اى امت اسلامى! مبادا وحدت خود را از دست دهید واگر وحدت که یک امر بسیارمهم و حیاتى در تمام زمانها مخصوصا دراین زمان است ازبین برود اسلام ضربه بسیار زیادى مى خورد که قابل جبران نیست و شما درپیشگاه حق تعالى مسئوول هستید مخصوصا دراین زمان که اسلام شدیدا به یارى شما احتیاج دارد وشما اگر وحدت هم داشته باشید ولى رهبرى که وحدت شما را درجهت اسلام راهنمایى کند نداشته باشید باز هم اسلام ضربه مى خورد ودراین زمان که رهبر عظیم الشانى چون امام خمینى را دارید قدرنعمت را بدانید و مدام درنماز و دعاهایتان براى امام دعا کنید و به سخنان ایشان که برخاسته از قرآن است توجّه بسیار داشته وتمام آنها را به گوش جان شنیده و عمل کنید. چون ولایت فقیه حکم خدا وقرآن است. * اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولى الامرمنکم * تقوا و اخلاص درعمل داشته باشید که بدون اینها هر کارى که انجام دهید حتى اگر بهترین کارها باشد فایده اى ندارد. همچنان که دشمنان خارجى ومنافقین که ضربه به اسلام مى زنندفراموش نمى کنید و به مبارزه با آنان برمى خیزید. دشمنان داخلى خودتان که نفس امّاره باشد هم بشناسید و به مبارزه با آنان برخیزید که هم خودتان را اصلاح کرده باشید و هم دین و مملکت خود را حفظ کرده باشید. قرآن را فراموش نکنید حتى اگر به قرائت ساده هم باشد که یکى از امانات پیامبر اسلام در بین امت مى باشد ودرروز قیامت شهادت میدهد و جبهه هارا خالى نگذارید چون راه سرخ امام حسین(ع) را باید ادامه داد تا درخت تنومند اسلام همیشه پایدار باشد و راه سرخ حسین (ع) پر رهرو.
امت اسلام! دعاى کمیل وتوسل وزیارت عاشورا و سایر دعاها را هرگز فراموش نکنید که پیروزى ما از این دعاهاست که دعا سلاح مؤمن است. مساجد را خالى نکنید و پیرو حقّ وحقیقت باشید و با مخالفین ولایت فقیه در هر لباسى که هستید به شدّت برخورد کرده و نگذارید که ضربه به اسلام بزنند که دین اسلام دین عبادت وسیاست است. دین اسلام بدون سیاست نمى تواند باشد. پدر ومادر گرامى! خیلى دوست داشتم که کمک شما باشم ولى اسلام بیشتر احتیاج داشت ومن نمى توانستم دراین موقعیّت که جوانان ما در مرزها هرروز ودرهر عملیّات شهید ومفقودالاثرمى شوند، کُنج خانه بنشینم ونظاره گر باشم. من از روى خانواده شهدا خجالت مى کشیدم که درمحل و کنار خانواده باشم ولى آنها جوانهایشان را داده و سنگرهایشان خالى باشد. مادر گرامى! درفراق من بى تابى مکن که فرزند امانت الهى است که باید به صاحب آن برگرداند پس چه بهتر است که این امانت را با سرافرازى تقدیم صاحب آن کرد. چون رفتن به جبهه وظیفه شرعى براى من بود به جبهه آمدم و امیدوارم که مورد قبول درگاه خداوند بوده باشد.
وصیّت مى کنم شما را به صبر وطرفدارى از حق، حتّى اگر به زیان شما باشد که در عوض در آخرت در پیشگاه پیامبر خدا (ص) و حضرت فاطمه (س) و ائمّه ی اطهار سرافکنده نیستم. ازخواهران گرامى و خواهران دینى ام مى خواهم که درحفظ حجاب کوشش فراوان کنند چون حجاب شما کوبنده تر ازخون شهید است. دیگر بیش از این مزاحم وقت گرانبهایتان نمى شوم. درآخر دعا به جان امام خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار.
والسّلام. محمّد رضا زارع شاهى

سلام خوشا به حال شهید بزرگوار زارع شاهی اینجانب در همان عملیات و چند لحظه قبل از شهادت این شهید بزرگوار روی همان مینی که موجب شهادت این شهید بزرگوار شد بطور نا آگاه غلط خورده بودم که مرا مطلع ساختند و خودم را چند متر پایین تر کشاندم ولی این شهید بزرگوارن دقیقا بر روی همان مین رفت و به شهادت رسید. این بود که بطور قطع و یقین این را دانستم که رسیدن به شهادت لیاقت می خواهد و من آن لیاقت را نداشتم و آن مین مامور بود که محمد رضا زارع شاهی عزیز را به بهشت برین و در جوار حضرت سید الشهداء دعوت کند. خوشا به حالش .خدایا توفیق ده که به شهداء عزیزمان وفادار باشیم و راه آنها را ادامه دهیم.آمین