شهید سیدحسین ریاضی
نام پدر: سیداحمد
تاریخ تولد: 2-2-1347 شمسی
محل تولد: البرز - کرج
تاریخ شهادت : 21-4-1367 شمسی
محل شهادت : فکه
گلزار شهدا: چهارصددستگاه
البرز - کرج

شهید سید حسین ریاضی فرزند احمد در تاریخ 1347/02/02 در کرج در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. وی دوران کودکی خویش را در آغوش گرم خانواده سپری نمود تا این که به سن 7 سالگی رسید و جهت کسب علم و دانش وارد کانون فرهنگی آموزش، مدرسه شد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در محل سکونت خود سپری کرد سپس ترک تحصیل نمود و جهت امرار معاش به کار در تعمیراتی تلویزیون پرداخت تا خرج زندگی روزمره خودش را تأمین کند. به گفته خانواده اش او فردی فعال و خدا دوست بود، به فقرا نیز خیلی کمک می کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با تشکیل ارگان ها او نیز وارد ارتش شد و به خدمت سربازی اعزام گردید تا این که سرانجام بعد از چند ماه خدمت در مورخه 1367/04/21 در منطقه عملیاتی فکه در اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
روحش شاد و یادش گرامی باد. 



https://s33.picofile.com/file/8483631750/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_4_.jpg



https://s33.picofile.com/file/8483631742/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_3_.jpg



https://s33.picofile.com/file/8483631768/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_5_.jpg



https://s33.picofile.com/file/8483631776/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_6_.jpg

پس از عرض سلام خدمت پدر و مادر عزیزم انشاءالله که حالتان خوب باشد و سلامتی شما برقرار باشد اگر از احوال پسرتان را خواسته باشید خوب و سرحال و نگرانی از من نداشته باشید اگر از من نگران هستید هیچ خبری در منطقه نیست و مجاهدین فکه پاتک زدند من در مرخصی بودم و صحیح و سالم هستم و مادر جان تسلیت عرض می کنم که پدرت فوت کرده که پدربزرگ من هم هست خالصه دوست غم آخرت باشد مادر جان مردن دست خداست یک روزی بدنیا می آید و یک روزی هم از دنیا می رود خلاصه سرتان را درد نیاورم به دامادها حبیب‌آقا و آقای زنوزی و آقاغلامرضا و جوادآقا سلام برسانید و راستی من در اندیمشک برای چشمم رفتم و به دزفول فرستادن و دکترگفت 21/2/67 مراجعه کنم و من تلفن زدم به محمود تا از من نگران نباشید به دوستان و فامیلها و آشنایان سلام برسانید و جواب نامه را فوری فوری بنویسید و چون مرخصی لغو است کسی نیست نامه ها را پست کند و یک تلگراف و یک نامه در صلواتی منطقه نوشتم  تا از احوال شما جویا شوم خدانگهدار فقط جواب نامه را زودتر بفرستید و اعلامیه چهلم بابا را برایم بفرستید .



https://s33.picofile.com/file/8483631726/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_1_.jpg

حضور محترم خانواده گرامیم سلام عرض می کنم پس از عرض سلام سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواستارم انشاءالله کسالتی نداشته باشید اگر از احوال پسر حقیرتان خواسته باشید خوب و سلامتی برقرار است مادر و پدر عزیزم اینجا خبری نیست و از من نگرانی نداشته باشید هنوز ما در جای اول هستیم و هنوز جابجا نشدیم اگر جایمان تغییر کرد در نامه می نویسم راستی در پشت خط جایی است بنام (بونه) در آنجا انبار اسلحه خانه و انبارهای دیگر است اگر  شود می خواهند من را بفرستند باز هم اگر فرستادند در نامه می نویسم خوب انشاءالله خدا توفیق دهدکه من در زیر سایه شما باشم به برادرم حسن بگویید نامه بفرستد و به زن داداش سلام برسانید و به خواهرها مهری و میترا و مهناز و دامادها آقای زنوزی و حبیب آقا و جوادآقا و غلامرضا سلام برسانید و از قول من به همه آشنایان سال نو را تبریک بگو راستی سیزده بدر خوش گذشت بدون من ؟؟؟ که زخمی هم که نداده‌اید خدا کنه صحیح و سالم باشد خوب حمید آقا و آقا اسرافیل و دخترعمه‌ها سلام برسانید آقا ابراهیم و فامیلها و آشنایان و دوستان سلام برسانید خدانگهدار .

1367/1/22

 




https://s33.picofile.com/file/8483631734/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C_2_.jpg