نام پدر: حسین
تاریخ تولد: 5-3-1341 شمسی
محل تولد: یزد
تاریخ شهادت : 25-8-1361 شمسی
محل شهادت : سومار
البرز - کرج
دهم تیر 1340، فرزند آقای حسین زارع بنادکوکی و همسر محترمه اش حاجیه خانم سیده مروارید بیگم منتخب بنادکوکی در بنادکوک یزد دیده به جهان گشود که کاظم نام گرفت. هنوز دوران کودکی را پشت سر نگذاشته بود که به همراه خانواده خویش به کرج مهاجرت کرد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان عارف چهارصد دستگاه به پایان رسانید و سپس دوره راهنمایی را در کلاس های شبانه مدرسه معلم ادامه داد.
پانزده سال بیشتر نداشت که در سال 1354 به استخدام کارخانه جهانچیت درامد. از سال 1356و اولین روزهای شکل گیری انقلاب وارد فعالیتهای سیاسی شد و با پخش نوارهای صوتی و اعلامیههای امام خمینی (ره) حضوری فعال و موثر داشت و با برادرش محمود (شهید) در اعتراضات، راه پیمائی ها، تسخیر ساواک و سقوط شهربانی کرج همراه بود که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی گردید.
با فرا رسیدن زمان خدمت سربازی، خود را به سازمان نظام وظیفه معرفی کرد و در شهریور 1359 به خدمت اعزام شد و طی دو ماه دوره آموزش نظامی را طی کرد. در حین آموزش بود که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز گردید و با اولین نیروها به مقابله با مزدوران بعثی به شهر قصر شیرین اعزام گردید و در طی دو سال خدمت خود، در عملیات های اجرا شده در مناطق بازی دراز،ریجاب،گیلانغرب و سومار شرکت داشت.
پس از پایان خدمت سربازی به نزد خانواده برگشت و به کار در کارخانه مشغول گردید. اما بیشتر از چند روز نتوانست از سنگر جهاد در راه خدا دور بماند. عملیات مسلم ابن عقیل در جبهه های حق علیه باطل آغاز شده بود. و این بار با دوستان و همکاران به عنوان نیروی بسیج، 12 مهرماه 1361به منطقه عملیاتی سومار شتافت و با توجه به دوران سربازی و تسلط به فنون نظامی و با رشادت و شایستگی که از خود نشان داد به عنوان فرمانده گروهان شهید بهشتی برگزیده شد و در عملیات شرکت و در آخرین نامه خود به خانواده، محل استقرار خود را ارتفاعات گیسکه مشرف به شهر مندلی عراق اعلام کرد.
مرحله چهارم عملیات در پیش بود و باید مواضع دشمن شناسایی میشد. بیست و پنجم آبان ماه 1361 بود که کاظم به همراه تعدادی از نفرات برای شناسایی به جلو رفتند. دشمن متوجه حضور آنان شد و به روی آنان آتش گشود. حجم آتش سنگین بود و از همه طرف بر سر نیروهای اسلام گلوله و خمپاره می بارید که سرانجام کاظم عزیز پس از رزمآفرینیها ی بسیار، مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل گردید. پیکر مطهرش در قلعه شهر مندلی باقی ماند و به جمع شهدای جاویدالاثر پیوست.
برادرش محمود نیز در عملیات والفجر 8 در سال 1364 مجروح گردید و در اثر جراحات وارده، سال1370 به شهادت رسید.
روحش شاد و یادش تا ابد گرامی باد






























بسمالله الرحمن الرحیم
خدمت پدر ومادر گرامیم سلام عرض می کنم پس ازتقدیم عرض سلام سلامتی شما را از درگاه ایزد یکتا خواهان و خواستارم وامیدوارم که حال همگی شما خوب باشد وهیچ گونه ناراحتی نداشته باشید واگر از احوالات فرزند ناقابل خود کاظم را خواسته باشید سلامتی بر قرار می باشم واز راه دور دعا گویی شما هستم ونگرانی ندارم به جز دوری ا شما که آن هم امیدوارم دیدار ما تازه گردد آمین یا رب العالمین.
باری پدر ومادر عزیزم من تا به حال نامه و2 تلگراف برای شما فرستادم ولی نمی دانم که بدست رسیده است یا نه انشاءالله که رسیده ودر حال حاضر در جبهه غرب محور سومار ارتفاعات گیسک مشرف به شهر مندلی عراق هستیم و از بابت من ناراحت نباشید چون این جا جای خیلی خوبی است وهیچ گونه نگرانی ندارم .
خدمت برادر عزیزم محمود سلام عرض می کنم وامیدوارم که حال شما خوب شده باشد وانشاءالله از کسالتی که داشتی بر طرف شده باشد و ناراحتی نداشته باشی باری محمود جان به امید خدا حال من هم خیلی خوب است وهیچ گونه نگرانی ندارم محمود جان در جواب نامه از وضعیت خودت برای من بنویس وسلام مرابه تمام برادران برسان باری پدر ومادر عزیزم داداش حبیب با خانواده سلام فراوان برسان داداش اکبر با خانواده سلام فراوان برسان داداش عباس با خانواده سلام فراوان برسان داداش محمد با خانواده سلام برسان آقا صفر آبجی فاطمه وطاهره خانم وراحله خانم وزهرا خانم را سلام فراوان برسان داداش سعید وآبجی عصمت را سلام فراوان برسان .
اما آقا سعید وآبجی عصمت از شما می خواهم که به امید خدا درسهایتان را خوب بخوانید انشاءالله که موفق پیروز باشید دیگر تمام فامیلان را سلام فراوان برسان خدا نگهدار شما.
باری پدر گرامیم ومادر مهربان وبرادران عزیزم و خواهران محترم امیدوارم که در هر حال و همیشه پیرو ولایت فقیه بوده باشید وحتی یک لحظه از خط امام که همان خط اسلام است جدا نشوید و رهنمودهای امام عزیز را مو به مو اجرا نمایید انشاءالله به امید پیروزی اسلام بر کفر خداوند توفیق شهادت در راهش را نصیب ما نیز گرداند انشاءالله .
مورخه 15/8/61



